وسط محوطه مقر
با مرتضی و مهدی و علی
ایستاده بودیم
و
درست عین دالتونآ
یه حلقه طرح ونقشه زده بودیم
هرچند دقیقه یکی مون به بیرون گردن میکشید
که اصل غافلگیری از دست نره
گاهی اصلا نیازی نیست
نه به سلاح کشتارجمعی
نه به بلای آسمانی
نه به هیچ نسل کشی پارینه سنگی سانی
حساب روزها
و
قدرت فهم
آنچه ها که
از بَرَم می رود
از توان دست های کوتاه ونحیف م
خارج مانده است...
به آتشفشان
نگاه کرده ای؟
حتی اگر نخواهی هم
باید نگاه اش کنی
پیش ازآنکه
به چهل برسد
فرصت های بودنت
دراین هیاهو
که خدا
مشغول کار خودش است
آخر خدا
سرش شلوغ نیست
مثل ما
درگیر
شهر و شهرت و پول نیست
مثل ما