مکتب انقلاب

معنویت عقلانیت عدالت

مکتب انقلاب

معنویت عقلانیت عدالت

مکتب انقلاب

مبدا انقلاب
امام"خمینی" بزرگوار است
حرف او را حجت بدانید...

امام خامنه ای حفظه الله

طبقه بندی موضوعی
پیوندها


چمران7

یک نگاه:

دوستم

مهربانم

عزیزتر ازجانم

سلام گرم وآتشین مرا بپذیر.

سلامی که با اشک وخون آغشته است.

سلامی که با عشق وغم آمیخته است.

سلامی که تاریخ پر درد شیعه را در

طول1400 سال

ظلم وجنایت به همراه دارد.

سلام دلشکسته یی که جز

عشق ومحبت

سرمایه یی ندارد.

چمران4

دونگاه:

فراموش نمی کنم آن روزی را که می رفتند بیروت

تا از آنجا بروند آمریکا.

همه شان حال عجیبی داشتند.

ماشین چندبار ایستاد وهمه شان

آمدند پایین وتوی بغل هم گریه کردند.

تا برسیم بیروت برویم خانه آقای صدر برای خداحافظی

خیلی طول کشید.

از نگاه پروانه خانم

معلوم بود

رفتن برایش سخت تر از ماندن ست.

گفت:

این جوری نگاهم نکن, مصطفی.رفتن برام زجرآور می شود.

دکتر گفت:

می خواهی اصلا نگاهت نکنم؟

پروانه خانم گفت:

کاش می توانستی!

دکترگفت:

آره... کاش می توانستم!

چمران18

سه نگاه:

از حال من اگر بخواهی بدنیستم.

هنوز زنده ام واین خودش معجزه ست

برای کسی که همه روزه به دریای مرگ فرو می رود

یا زیر رگبار گلوله ها زندگی می کند

یا همه جا برایش دام افکنده اند.

گاهی احساس میکنم

که من به سوی مرگ می تازم

و او از من می گریزد.


درکشمکش زندگی فرصت مدارم

فکرکنم چه می گذرد.

این خودش نعمت بزرگی ست.

نمی دانم خدا را چگونه

شکرکنم که فرصتی برای

فکرکردن برای من نگذاشته.

چون دردها وغم ها غیرقابل تحملند.

چمران14

چهار نگاه:

روزگار سختی را گذراندیم و

هنوزهم می گذرانیم.

...

به سختی تلاش میکنیم

از متلاشی شدن سازمان جلوگیری کنیم.

دروغ ها وهجوم ها که حد ندارند.

مرا جاسوس شاه خواندند وامر

به تصفیه دادند.

موسسه را پایگاه نظامی کرده ام که

تا آخرین قطره خون دفاع کنم.

این روزها کارمن

امید دادن به بچه هاست.

مجبورم هروز

موسسه را ترک کنم وبروم به

همه بچه ها سربزنم و

به همه نشان بدهم" نباید بترسید".

چمران10


چمران8

پنج نگاه:

مگر آنها بچه ی شما نبودند؟

هرگز فراموش نمی کنم آن دردی

را که در صورتش دیدم وقتی گفت:

من اینجا پول نداشتم بفرستمشان مدرسه خصوصی.

آنها زبانشان انگلیسی ست.

آنجا مادرشان هم هست

خانه دارد وهمه چیز...

گفت:

بدجوری این دل شکسته ست.

به نقطه یی خیره شد, گفت:

باید چهار بچه ویک زن خسارت

می دادم تابتوانم

به آن چیزی که دوست دارم برسم.

گفتم: چی؟

گفت:

نمی خواهم خودم را گول بزنم

یا تورا

یاهرکس دیگری را

ولی

بجای آنها

خوشحالم

که حق پدری بچه های شیعه لبنان افتاده

به گردن من.

آن چهارتا بچه ومادرشان در رفاه بودند

چیزی که تمام این بچه ها ازش دور بوده اند.

چمران15

چمران17

شش نگاه:

آمریکا1960

نزدیک به یک سال  میگذرد

که در آتشی سوزان میسوزم.

کمتر شبی به یاد دارم

که بدون آبدیده به خواب رفته باشم

وآه های آتشین قلب وروح مرا خاکستر نکرده باشد.

خدایا تا کی باید بسوزم؟

تا چند رنج ببرم؟

...

احساس میکنم تا ابد خواهم سوخت.

شمعی سوزان خواهم بود که از سوزش من

شاید بشریت لذت خواهد برد.

چمران5

آمریکا1960

هیچ نمی دانستم

در دنیاآتشی سوزان تر از آتش وجود دارد.

سوختم.سوختم.

ولی ای کاش فقط سوزش بود.

ای کاش مرا می سوزاندند

استخوان هایم را خرد می کردند و

خاکسترم را به باد می سپردند

واز من بینوای دردمند دلسوخته

اثری باقی نمی گذاردند.

چمران12

آمریکا1961

خدایا خسته و وامانده ام

دیگر رمقی ندارم

صبروحوصله ام پایان یافته

زندگی در نظرم

سخت وملالت بار شده.

آه.دلم گرفته.

زیر بار فشار خرد شده ام

چمرانیه

آمریکا1961

من مسئولیت تام دارم

که در مقابل

شداید وبلایا بایستم

تمام ناراحتی ها را تحمل کنم

رنج ها را بپذیرم

چون شمع بسوزم

وراه را برای

دیگران روشن کنم

به مردگان روح بدمم

وتشنگان حق وحقیقت را سیراب کنم.

ای خدای بزرگ!

من این مسئولیت تاریخی

را درمقابل تو به گرده گرفته ام

وتنها تویی که ناظر اعمال منی

وفقط تویی که به او پناه می جویم

وتقاضای کمک میکنم


آنچه می خواهم

آن چیزی ست که تو دستور داده ای

ومی دانی که عزت وذلت به دست توست

ومی دانی که بی تو

هیچم.

چمران16

آمریکا1965

خدایا به تو پناه می برم

خدایا به سوی تو می آیم

خدایا می سوزم

خدایا قلبم درحال ترکیدن ست

خدایا رنج می برم

...

حزن واندوه قلبم را می فشرد

حتا نمی توانم گریه کنم

آه بکشم

فریاد بزنم

من به سوی تو می آیم

وهیچ کس جز تو قادر نیست گره مرا بگشاید

چمران9

چمران4

  • منور الفکر

نظرات  (۲)

مصطفای خوبی ها..
سلام
دونگاه قشنگ بود:)

یاعلی
پاسخ:
علیکم السلام
سپاسگزارم بانو

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">