خرمشهر
قبل از جنگ هم،
درگیری های مرزی وداخلی در خرمشهر وجود
داشت
وعراق سعی میکرد با ایجاد تفرقه واختلاف بین فارس وعرب،
شهر را نا امن کند.
وقتی جنگ در31شهریور رسما کلید خورد.
عراق 2گردان رابرای تصرف خرمشهر(بقول صدام:محمره-سرخ)فرستاد.
ولی...
45روزحماسهِ دستانِ خالیِ بسیجیانِ عاشقِ امام
وغیرت جوانان رشید شهر،
افسانه های باستانی ایرانیان را بی رنگ ورو ساخت.
عراق 2لشگرش را
مأمور شکستن
مقاومت جهان آرا ونیروهایش کرد.
صدای پنجه کشیدن های مستأصل عراقیها
پشت دوازه های شهر
با خیانت های پی درپی بنی صدر
به عربده های مستانه ای تبدیل شد
که مدتها قلب ملت را می سوزاند.
خونین شهر صندوقچه درد جنایات ناگفتنی بسیاری است..
قامت بلند خرم شهر 3آبان59 به بند کشیده شد.
ترس ایستادگی بی نظیر جوانان
شهر،در دل عراق ماند
وباعث تدابیر عجیب عراقیها شد.
اگر خرمشهر بدست ایران می افتاد راه بصره(دومین شهر مهم عراق)گشوده میشد.
برای جلوگیری از این مسئله،
در بعضی
نقاط7میدان مین
و7ردیف سیم خاردار حلقوی گسترده
واطراف شهر حصاری کشیده شد
از تیرآهن وتیرهای چراغ برق و ماشینهایی که عمودی در زمین فرورفته بودند.
تا مانع هلی برن نیرو وفرود هواگرد های ایران شود.
48ساعت
پس از پایان عملیات فتح المبین
فرماندهان، برنامه ریزی برای آزادسازی خرمشهر را آغاز کردند.
10اردیبهشت،
الی بیت
المقدس با نام امیر المومنین
واستعداد3قرارگاه فتح-نصر وقدس-
بافرماندهی قرارگاه مرکزی کربلا
طی4مرحله
شروع شد
وبالاخره ضربه نهایی عملیات
از 1خرداد کلید خورد.
ساعت11صبح 3خرداد،
بانگ الله اکبر نیروها
از بیسیم شنیده شد
وپاره تن وطن به ایران بازگشت.
نماز جماعت شکرفاتحان،
خاطر زخمی مسجد جامع را تیمار کرد
ودل امام امت را شاد...
هرچند دیگر
چشمان اشک آلود محمدجهان آرا(فرمانده سپاه خرمشهر)،
عبدالرضاموسوی،محمدحسین فهمیده،بهنام محمدی,شهناز حاجی شاه وشیخ شریف قنوتی نبود
تا شهر را در آغوش کشد.
15هزار اسیر عراقی متحصن داخل شهر
از شگفتی های عملیات آزادسازی خرمشهر
پس از575روز اسارت بود...