مکتب انقلاب

معنویت عقلانیت عدالت

مکتب انقلاب

معنویت عقلانیت عدالت

مکتب انقلاب

مبدا انقلاب
امام"خمینی" بزرگوار است
حرف او را حجت بدانید...

امام خامنه ای حفظه الله

طبقه بندی موضوعی
پیوندها

ما باید بتوانیم برای تمام وضعیت های جدیدالوجود و جدیدالوجوهی که خاصیت سال های تثبیت هر نظام سیاسی -با کلیه شاخه های درونی اش- می باشد،ساختار های منعطف منتها اصولی خود را تعریف کنیم. باید بشود تمام تغییرات و گذارهای اجتماعی را در آن دید و بتوان بر مبنای اصول، جهان هایی تازه و صدالبته متفاوت خلق کنیم.
چنانچه این اجتهاد در خمیرمایه و چهارچوب بندی های ما نباشد، خیلی زودتر از آنچه بپنداریم گسیختگی ها به اندازه ای توسعه نامتعارف و بی الگوی رشد خود را به سمت بیرون شاکله پیش خواهند گرفت که بتوان پیش بینی انقلاب به معنای طغیان و انکارزیرسازها را نمود. این الزاما نشانه دین گریزی یا عدم میهن دوستی نخواهد بود. بلکه تنها پیام و هدف چنین انقلاب لاغر و بی مایه ای حرکت کور به سمت انعطاف است. جامعه در اینگونه برآشفتن ها اساسا طبق الگوی موج های بلند مخرب اما با عمق محدود حرکت میکند. ساختار را بر می اندازد اما جایگزین و ایده ای برای آن ندارد. تنها در یک عرصه خواهان لغو تابو هاست اما هیچ تعریف مرزی ای ارائه نخواهد داد.
آشکارترین رفتار موج خط شکن که اغلب صاحب کرسی های موقت و تصمیم ساز دوران پس از انقلاب میشوند، انحصار طلبی دیکتاتور مابانه است علیرغم تمام شعارزدگی های دوران کثرت خواهی اعتراضات، لذا هیچ توانمندی نه در مدیریت و نه درمهار طوفان پسا انقلابی نخواهند داشت. و این به معنای تحقق تام دوران بدوی اجتماعی است که با توجه به حضور و توفق قدرت های بی ملاحظه در جهان کنونی، این وضع در هر کشوری رخ دهد، گرفتاری در تله مستعمره شدن را به هفته وانخواهد گذاشت.
زین بابت است که ما باید پیش از هر گونه تلاش مستمر در جهت انباشت موج های اعتراضی ناشی از عدم درک تغییرات نسلی و شکلی و نیز فقدان تعریف های مبتنی بر اصول، شاکله های خلاق خود را در ساحت اجتهاد انقلابی-اسلامی به عرصه اجتماعی و فرهنگی تزریق کنیم. امروز تقسیم کار واضحی در بدنه مردمی نظام به صورت خودجوش رخ داده است که به نظر میرسد بهتر باشد تا به ساحت غیرانتفاعی در آید تا هم دارای جایگاه ساختاری گردد و هم ماموریت پردازی ها و آماد آن بصورت دقیق مشخص شود.
 ما از یک تقسیم کار کاملا تجربه محور دو قطبی صحبت میکنیم. یک قطب دولت و یک قطب مردم در معنای خاص جریان های خودجوش انقلابی و غیرانقلابی که خود داراری دو شاخه سکولار و شبه روشنفکری است. لازم به تذکر است پیچیده ترین رفتارها و اهداف در همین گروه اخیر یعنی شبه روشنفکر بروز داده شده است. در این دوگانه چندشاخه، دولت سکان دار سیاست کلان و اقتصاد کشور است و مردم وارد عرصه فرهنگ و اجتماع شده اند.
آنچه در این موقعیت به مثابه تیغ دو دم است همین حضور غیرجبری و طبیعی مردم در عرصه فرهنگو اجتماع است. که این دو وجه یک نظام دقیقا همان بستر ذاتی هر طغیان جدی می تواند باشد. که چنانچه رخ دهد متضمن دو وجه دیگر موجود در ماموریت های دولت یعنی اقتصاد و سیاست نیز میشود.
این حضور و ورود می تواند یک نظام را یا پیش برده در صدر چینش های بین المللی بنشاند و یا موجب سقوط آزاد آن شود.
در حال حاضر آنچه موجب نگرانی است و میتواند مورد مطالعه دقیق آینده پژوهانه انقلاب اسلامی باشد، موضع، رفتار، خواسته و زبان تعاملی آن قشری است که ما آن را شبه روشنفکران می نامیم. این گروه نه معاند و نه مدافع نظام هستند. و وخیم تر آن که مرزبندی قاعده مندی با هیچ تعریف بین المللی نداشته و ذاتا از چهارچوب های اصولی نوسان دارند. که این در مواجه با تمدن بیگانه فارغ از دشمن یا غیردشمن ، به معنای فاجعه هویتی است.
در این قشر ناآگاهی ریشه ای، کج فهمی محتوایی و عدم تعلق آرمانی غوغا میکند. و جالب آنکه این گروه دارای بیشترین مخاطب و سمپات در بدنه عام مردم بخصوص نسل های تازه تر جامعه هستند. کسانی که به محض ورود و تماس با جهان پیرامون درونیات خود یکباره همه چیز را از دریچه نگاه این قشر خواهند دید و خواهند شناخت.
خطر سطح پروری در چندنسل موازی کنونی بزرگترین آفت این قشر است. ایجاد ماموریت های کاذب و قالب های نامتعارف مطالعه نشده ای که یا خاستگاه ستیزورزانه خارجی دارند و توسط گروه شبه روشنفکر بدون درک هدف اصلی، اخذ و ابلاغ میشوند و یا حتی ایده های درون زادی که فرکانس نامانوس بودن آنها هویداست و پیاده سازی میشوند.
باید توجه داشت که سطح دقیقا همان روزمره سازی هایی است که قبل و بعدی ندارند و برای لحظه خلق میشوند. این لحظه آفرینی ها با قالب کلی تفریح و فراغت تعریف میشوند و از آنجا که در طول زمان ایجاد کلافگی و معلق زایی میکند، گروه شبه روشنفکر المان هایی از تفکر اما از جنس معاند را بصورت ناشیانه وارد جبهه خود میسازد و این چنین میشود که پیچیدگی در این ملغمه بروز مینماید.
دشوارترین مسئله در مواجه با این گروه و البته جامعه مخاطب شان، مرزبندی و تبیین نسبت شان با نظام است که درواقع ابتدایی ترین و بدیهی ترین قدم جهت تشخیص رفتار و روش های مقابله با ایشان است. اینجاست که لزوم فعال سازی قوه اجتهاد فرهنگی و اجتماعی پویای موجود در اصول انقلاب رخ می نماید و لازم میگردد در محیطی کاملا ضابطه مند اما نامحسوس و صدالبته خلاق و منعطف دست به فهم، مهار، تغییر و همراه سازی این گروه زده شود.

  • منور الفکر

نظرات  (۱)

  • پاک باخته
  • خب منور جان انقد طولانی ننویس
    سریالیش کن...
    پاسخ:
    طولانی بود؟!

    این دست مطالب رو نمیشود سلسله ای نمود.
    بهرجهت عذر تقصیر

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">